تبلیغات
سوز دل - یک شب
هاتف

یک شب

جمعه 12 فروردین 1390 10:44 ب.ظ

نویسنده :
سلام واقها شعرهای فروغ بعضی وقتها خوب حال روزگار ادمو میگن
یك شب ز ماورای سیاهی ها
چون اختری بسوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم

سرتا بپا حرارت و سرمستی
چون روزهای دلكش تابستان
پرمیكنم برای تو دامان را
از لاله های وحشی كوهستان


یك شب ز حلقه كه به در كوبم
در كنج سینه قلب تو می لرزد
چون در گشوده شد تن من بی تاب
در بازوان گرم تو می لغزد

دیگر در آن دقایق مستی بخش
در چشم من گریز نخواهی دید
چون كودكان نگاه خموشم را
با شرم در ستیز نخواهی دید

یكشب چو نام من به زبان آری
می خوانمت به عالم رویایی
بر موجهای یاد تو می رقصم
چون دختران وحشی دریایی

یكشب لبان تشنه من با شوق
در آتش لبان تو میسوزد
چشمان من امید نگاهش را
بر گردش نگاه تو میدوزد

از زهره آن الهه افسونگر
رسم و طریق عشق می آموزم
یكشب چو نوری از دل تاریكی
در كلبه ات شراره میافروزم

آه ای دو چشم خیره به ره مانده
آری منم كه سوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -